آخرین اخبار : 

از انتظار برای دیدن امام تا اقامه اولین نماز جماعت صبح در تهران

مدیر عامل ستاد دیه کشور روز یکشنبه با حضور در خبرگزاری جمهوری اسلامی در بیان خاطراتش از امام راحل و وقایع 10 روز دهه مبارک فجر از شوق و انتظار برای دیدن امام و اقامه اولین نماز جماعت صبح گفت.

به گزارش خبرنگار حقوقی ایرنا، «سید اسدالله جولایی» امروز و در اولین روز از دهه مبارک فجر مهمان خبرگزاری جمهوری اسلامی بود که به ذکر خاطراتی از 12 بهمن سال 57 پرداخت.

جولایی در بیان این خاطرات می گوید: 22 بهمن سال سرآغاز استقرار سی و ششمین سالروز انقلاب اسلامی است.

وی با بیان اینکه از سال 41 افتخار زیارت و دست بوسی حضرت امام در قم را داشتم، ادامه می دهد : 15 خرداد سال 42 در آن فاجعه عظیم در بازار و کشتار بی رحمانه رژیم پهلوی به همراه دوستان همفکرمان در حزب موتلفه اسلامی مانند آقای جواهریان حضور داشتم و با چشم خود دیدم که چه تعداد از متدینان و مردم در این روز به شهادت رسیدند.

وی اضافه می کند: در کوچه های بازار بین پله اول نوروزخان نردبان تعبیه کردند تا مردم برای معالجه مجروحان یا رفتن به خانه هایشان به این طریق جابجا شوند.

مدیر عامل ستاد مردمی دیه که در آن زمان معلم هنرستان بود، درمورد خاطرات سالروز ورود امام به میهن می گوید: من در کیمته استقبال حضرت امام (ره) در مدرسه رفاه به همراه آقایان دانش آشتیانی و مقصودی حضور داشتم.

به گفته وی در کمیته استقبال از امام خمینی گروهی در فرودگاه، گروهی در مدرسه رفاه، گروهی در بهشت زهرا(س) و گروهی در مسیر فرودگاه تا بهشت زهرا (س) مستقر بودند.

وی ادامه می دهد: امام از فرودگاه وارد بهشت زهرا (س) شده و در آنجا سخنرانی کردند و از آنجا به بیمارستان هزار تختخوابی رفته و از بیماران عیادت و دلجویی کردند.

جولایی می افزاید: آقای ناطق نوری امام را به منزل دامادشان بردند، در حالیکه ما در مدرسه رفاه بی صبرانه منتظر حضور امام بودیم.

وی تصریح می کند: مسوول انتظامات گروه مستقر در مدرسه رفاه فکر می کردند که امام دیگر بعد از ساعت 11 شب تشریف نمی آورند، چون پاسی از شب گذشته بود اما من مطمئن بودم که ایشان می آیند. آقای دانش آشتیانی از ما خواست کم کم بخوابیم که من اصرار داشتم امام تشریف می آورند، در نهایت پتویی را کف اتاق پهن کردم که بخوابم و در همین حال متوجه شدم کسی با کلید به در کوچک مدرسه رفاه می کوبد.

جولایی ادامه می دهد: با خوشحالی گفتم حضرت امام تشریف آوردند و به تنهایی از پله ها پایین رفتم و در را باز کردم و آن آفتاب تابان را روبروی خود دیدم.

این عضو حزب موتلفه اسلامی به قدری از این دیدار گویی در شور و شعف بود که بعد از سی و شش سال در توصیف آن نیز اشک از چشمانش جاری شده بود.

وی اضافه می کند: امام به همراه فرزند عزیزشان و شهید عراقی جلوی در بودند و من که اصلا نمی دانستم چه حالی دارم شروع به خیرمقدم گویی کردم.

در پاگرد اول برای امام صندلی گذاشتیم تا بنشینند و امام می فرمودند و ما گریه می کردیم؛ عشق بود و عشق بود و عشق.. و دیگر هیچ.

وی می گوید: بعد از سخنرانی به دنبال محافظی برای آقا بودیم و یک محافظ برای او معین کردیم.

** اقامه اولین نماز صبح در محضر امام خمینی (ره) بعد از ورود به کشور

جولایی می گوید: روز 13 بهمن اذان صبح که شد در محضر امام راحل در زیر زمین مدرسه رفاه نماز جماعت خواندیم .

وی ادامه می دهد: بعد از نماز شهید عراقی خواست تا بخشی از دیوار بین مدرسه رفاه و مدرسه علوی 1 را برای ورود امام به مدرسه علوی 1 تخریب کنیم که بچه ها با عشق دیوار را تخریب کردند و راه بین دو مدرسه باز شد.

به گفته وی، یک پرده برزنتی سبز نیز در حائل دو مدرسه تهیه و نصب شد و تا صبح امام از این دریچه عبور کرده و برای دیدار با مردم به مدرسه علوی 1 بروند که البته امام به مدرسه علوی 2 رفته و در آنجا با مردم دیدار کردند.

مدیر عامل ستاد دیه در توصیف شلوغی خیابانها می گوید: به قدری خیابانها در آن زمان شلوغ بود که دیگر حتی جای سوزن انداختن نبود و به سختی می توانستیم از مدرسه رفاه به منزل برویم.

** از 12 بهمن تا 22 بهمن چه گذشت

جولایی در ادامه بازگویی خاطراتش از آن دوران، می گوید: در 10 روز دهه مبارک فجر اتفاقات زیادی در مدرسه علوی و رفاه می افتاد و از آنجا که حراست و وسیله حفاظتی نداشتیم، یک چوب 30 در 30 سانتی با زنجیری در دو طرف چوب تهیه کردند تا با استفاده از آن از حریم مقدس مدرسه رفاه پاسداری کنیم.

وی ادامه می دهد: مردم به ترتیب به دیدار امام و حتی برخی به صورت گروهی برای دیدار حضرت امام به مدرسه رفاه و علوی می آمدند.

عضو حزب موتلفه اسلامی در ادامه بیان خاطرات می گوید: در روزهای آخر دهه فجر در پاگرد پله های مدرسه رفاه به عنوان انتظامات ایستاده بودم که آیت الله صدوقی شهید محراب با عبایی پشمینه و با وقار و سنگینی خاص آمدند و از آنجا که امام با شهید مطهری و دیگر اعضا جلسه داشتند از من خواستند به شهید صدوقی بگویم منتظر بماند که ایشان بدون هیچ اعتراضی پذیرفت و دوباره از ایشان خواستم تا به جلسه شورای انقلاب برود که با همان وقار قبلی قبول کرد و هیچ اعتراضی هم نکرد.

مدیر عامل ستاد دیه در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود به شهدای نیروی هوایی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی اشاره می کند و ادامه می دهد: بیشترین شهید در آن ایام را در پایگاه های نیروی هوایی داشتیم که وقتی به غسالخانه بهشت زهرا (س) رفتیم با پیکر جوانان رشید و آموزش دیده ای که با علم فراوان برای خلبانی و دفاع از مملکت درس خوانده بودند، کفن پیچ مواجه و بسیار ناراحت شدیم.

وی با بیان اینکه همه مسوولان در آن زمان خادم بودند، به عنوان نمونه به شهید مطهری اشاره می کند و می گوید: وقتی اسلحه ها و حتی بمب ها را برای خنثی کردن به مدرسه رفاه می آوردند، شهید مطهری نیز در دست به دست دادن اسلحه ها کمک می کردند.

پاسخ دهید